حسن حسن زاده آملى
371
هزار و يك كلمه (فارسى)
اين بود چند سطرى كه به اختصار از مجالس قاضى درباره سيّد حميرى و واقعه قصيده ياد شده نقل كردهايم ، پس از آن جناب قاضى تمام قصيده را نقل كرده است ، و آن پنجاه و يك بيت است و اختلاف نسخ در آن بسيار است ، به خصوص كه مجالس مطبوع چاپ سنگى ياد شده را اغلاط مطبعهاى خلاف متعارف بسيار است . شرح حال سيد حميرى و تمام قصيده ياد شده در جلد يازدهم بحار ( ط كمپانى - ص 203 ) نيز مذكور است و لكن متأسفانه اغلاط و تحريفات قصيده در بحار نيز بسيار است . رسم محصّلين حوزههاى علوم دينيه پيشين اين بود كه اين قصيده عائره را از بر مىكردند ؛ و اين متمسك بذيل ولايت محمّد و آل محمّد - صلوات اللّه عليهم - نيز به تأسّى از آنان بنا به فرموده ياد شده رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم - : « يا على احفظ هذه القصيدة و مر شيعتنا بحفظها » حفظ كرده است . دأب قصيدهسرايان اين است كه اگر قصيده در نشاط و سرور است در مطلع آن تشبيب و تغزّل مىنمايند ، و اگر در تأسف و تلهّف است تفجّع مىنمايند ؛ قسم دوم تازى مانند قصيده لاميّه كعب بن زهير ، معروف به قصيده بانت سعاد ( سيره ابن هشام - ط مصر - ج 2 - ص 503 ) : بانت سعاد و قلبى اليوم متبول * متيّم إثرها لم يفد مكبول و در فارسى مثل قصيده نونيه محمد بن عبد الملك نيشابورى معروف به امير معزّى : اى ساربان منزل مكن جز در ديار يار من * تا يك زمان زارى كنم بر ربع و اطلال و دمن و مانند قصيده « شقشقيّه » اين فقير الى اللّه حسن حسنزاده آملى ( ديوان ، ص 90 ) : ألا اى آتشين آهوى محفل * شتابى كن حجاب شب فرو هل